قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3549
تاريخ الفي ( فارسى )
نالايق به آن بانوى پاكنژاد نسبت مىكردند . و چون اين زمزمه بلند شد آلانقوآ اكابر و اقوام خود را حاضر گردانيد و گفت كه « خداى تعالى بر من گواه و از عصمت و عفّت من آگاه است ، و اگر شما را دغدغهاى در خاطر است به خرگاه بياييد و نيك ملاحظه نماييد تا سرّ اين بر شما روشن شود . » چند روز پياپى مترصّد اين معنى مىبودند ، تا آنكه مكرّر مشاهده نمودند كه نورى از روزن خرگاه او درمىآيد و بيرون مىرود . و بدينسبب شكّى كه در خاطر ايشان بود بالكلّيه مرتفع شد و زبان ملامت و سرزنش كوتاه كرده در مقام تعظيم و تكريم آلانقوآ زياده از اوّل شد . و در زمان وضعحمل [ از او سه ] پسر بهوجود آمد : يكى را بوقون قتقى « 1 » نام نهاد كه قوم قتقين « 2 » از نسل اويند . و ديگرى را بوقاتو سالجى « 3 » نام كردند كه قبايل سالجيؤت از فرزندان اويند . و سيم بودنچرقاآن . « 4 » و مجموع خانان تركستان از نسل بودنچراند . و اولاد و احفاد اين سه پسر را كه از نور حاصل شدند به زبان مغولان نيرؤن گويند . ذكر سلطنت بودنچر بن آلانقوآ و چون بودنچرقاآن به حد بلوغ رسيد ، بهاتّفاق امرا و اعيان الوس در غرّهء ماه ربيع الأوّل بر سرير خانى قرار گرفت و ممالك مغولستان را كه بعد از وى به طريق ملوك طوايف زندگانى داشتند مسخّر و منقاد خود گردانيد ، و او را « قاآن » لقب دادند ؛ چه رسم مغول آن است كه هر كس كه بر تخت خانى نشيند يك نام ديگر مثل خان و قاآن بر نام اصلى او مىافزايند . و در طوايف مختلفهء آدمى هيچ لشكر مثل لشكر مغول نمىباشد ؛ چه ، آن طايفه در نعمت شاكر و در محنت صابرند و در اطاعت و فرمانبردارى پادشاه خود به مرتبهاى كه اگر يكى از امرا به ايشان صد هزار كس داشته باشند و بهواسطهء صدور جريمه از وى پادشاه يك سوار به طلب او بفرستد ، يا آنكه فرمان شود كه او را همانجا به سياست رسانند ، او سرش از تن بردارد و هيچ احدى را ياراى منع نمىباشد ، و هيچكس از هزاره و صده و دهه كه داخل جايى باشد به جاى ديگر نتواند رفت و ديگران نيز او را در ميان خود راه نمىدهند . و ديگر از رسوم نيكفعلى آن است كه در هرجا كه باشند يكى را بر سر خود امير و سردار مىسازند و در تعظيم و تكريم او نهايت مبالغه مىنمايند و از فرمودهء او بههيچوجه تخلّف نمىورزند ، و بعد از وى تا كسى از نسل آن شخص مانده باشد ، ديگرى را به امارت و سردارى خود مطلقا تمكين نمىدهند . القصّه بودنچر قاآن در ايّام سلطنت و حكومت خود رسوم و آيين نيكو نهاد و عدل و
--> ( 1 ) . متن : بوقوى قيقى . ( 2 ) . متن : قيقين . ( 3 ) . متن : برسقين سالجى . روضة الصفا : بواسو سالجى . ( 4 ) . متن : بوزنجر . روضة الصفا : بوزنجر ( بودنجر ) .